لینک مطلب در سایت تورکهای حرامزاده
تورک حرامزاده که به جز جنگ و غارت و دزدی و خونریزی و قتل و چپاول ملتهای متمدن چیزی برای ارائه در تاریخ ندارد اینگونه دست به جعل تاریخ دیگران و قلب تاریخ در راستای تحقیر دیگر ملل میزند تا حقارت و پستی و بدنامی و بی آبرویی خود را از چشم ملل متمدن پنهان کند.لینک اصلی در سایت پان تورکهای حرامزاده خر صفت هم اینجاست
https://www.qirmiz.com/History/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4/
تورک حرامزاده که به جز جنگ و غارت و دزدی و خونریزی و قتل و چپاول ملتهای متمدن چیزی برای ارائه در تاریخ ندارد اینگونه دست به جعل تاریخ دیگران و قلب تاریخ در راستای تحقیر دیگر ملل میزند تا حقارت و پستی و بدنامی و بی آبرویی خود را از چشم ملل متمدن پنهان کند.لینک اصلی در سایت پان تورکهای حرامزاده خر صفت هم اینجاست
https://www.qirmiz.com/History/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4/
همه میدانیم که کوروش یهودی زاده ای رها شده در بیابان و نجات یافته توسط یک ماده سگ بود که سرانجام توسط طایفه مسختی
Meskheti از ترکان ساخا و در کنار رود آراز به جزای خباثتهایش رسید و محلی که به نام مقبره کوروش شناخته میشود هیچ ربطی به او ندارد و ....
ولی سی سال قبل از کشف و انتشار این اطلاعات در محیط اینترنت مجاهد نستوه حضرت آیت اللله صادق خلخالی (که بسیاری از فاشیستهای پان ایرانیست و دژخیمان پهلوی را به درک واصل کرد و فاشیسم فارس خیلی دیر متوجه نیات واقعی ایشان گشت و این موضوع باعث شد 10 سال آخر عمرشان را در انزوا و بایکوت بگذرانند) با تحقیقات و ارائه مستندات کافی و مکفی خط بطلانی بر تبلیغات چند صد میلیون دلاری پهلوی در مورد آن موجود شیطانی کشیده بود!
ایشان نتایج تحقیقاتشان را در قالب کتابی با نام "کوروش، جنایتکار و پلید" در سال 1357 و بلافاصله پس از سقوط پهلوی منتشر ساختند. با هم گوشه ای از این کتاب را مرور میکنیم:
خطيب مشهور جناب «صادق خلخالي» در كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار»از اين نوشته«كتز ياس»كه مي نويسد:«كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي] خورد »(3) استنباط كرده كه كوروش گا ه گاهي تن به « خود فروش » مي داد و مجبور بود كه « لواط بدهد » . ( 4)او كوروش را جزو آن اشخاصي ميداند كه «در تمام عمر خويش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقي بوده و از تن دادن به ذلتها كه لواط هم جزو آنهاست مضايقه نداشته اند ».(5)
«تروك پومپه»- مورخ اهل گل (فرانسه )- كه داراي چهل و چهار كتاب در «تاريخ عمومي » عالم است و معاصر «اگوست» امپراتور روم بود (31 قبل از ميلاد- 14ميلاد) در مورد سگ پروردگي كوروش مطالبي دارد كه «ژوستن» يا «يوستي نوس» مورخ رومي آنرا خلاصه كرده و «پيرنيا» آن خلاصه را در چند جمله چنين بيان كرده كه وقتي كوروش را در كودكي بدست چوپاني سپردند تا او را بكشد «چوپان كوروش را در جنگلي گذارد .يك سگ ماده او را شير مي داد و از حيوانات ديگر حفظ ميكرد بعد كه چوپان ديد حيواني پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وي غلبه كرد و به خواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و كوروش را به پسري پذيرفت».(6)
از نويسندگان بعد از اسلام «ابوبكر عتيق نيشابوري» مشهور به «سور آبادي»_متوفي 404 ه.ق_ در هزار سال پيش در كتابش واقعه «سگ پروردگي كوروش»را چنين گزارش ميكند:«گويند [كيكوروش=كي كوروش] به كودكي بد خو بود مادر وي با وي درماند و دايگان در ماندند و وي را ببردند در بن درختي بنهادند ماده سگي بدان موضع بچه داشت بچگان را شير ميداد... تا آنگه كه كودك به شير سگ بر آمد نيكو روي و زيرك و ناپاك [شد]».(7)
بعدها اين كودك به شير سگ بر آمده و ناپاك با سوء استفاده از «نيكو رويي» و «زيبا رويي»خود به فريب مردم پرداخت و مكرر باز داشت گرديد و براي ترك كارهاي كثيف و زشت تازيانه خورد ولي دست از كارهاي كثيف خود نكشيد و حتي به نوشته مولف كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار» با سوء استفاده مكرر از خوشكلي و نيكو رويي خود مجبورشد «لواط بدهد»(8) و بدين ترتيب نشان دهد كه جهت دستيابي به «حكومت» حتي «تن فروشي» نيز در عالم سياست براي «شاهپرستان» مانعي ندارد.
به هر حال اين شير سگ خورده و لواط داده با هر دوز و كلكي بود امپراتوري تركان ماد را ساقط كرد ولي در جنگ نهايي با «تومرس آنا» ملكه دلاور تركان سكائي آذربايجان كشته شد و آذربايجانيان سر او را از بدن جدا كرده و در تشتي از خون انداختند و «تومرس آنا» خطاب به سر بريده كوروش گفت: در زندگي خون ديگران را خيلي خوردي ولي سير نشدي حال از خون خود بخور تا سير شوي.
اولين گزارش طواف سگ هار گزيده شدگان در روزنامه « وقايع اتفافيه » ( شماره 261، پنجشنبه جمادي الاول 1272هجري قمري ، صفحه 3 ) درج شده است. در اين گزارش آمده است : « [ در اين ] اوقات چند سگ ديوانه در شيراز به هم رسيده و جمعي را گرفته و زخم دار كرده بودند چون در ميان اهل آنجا شهرت دارد كه هر كس را سگ هار گزيده باشد به زيارت ... برود براي افاقه خواهد بود لهذا جمعي را كه سگ هار گزيده بود به زيارت آنجا اعزام شدند و سگهاي ديوانه را كشتند .» (12)
علاوه بر گزارش«روز نامه وقايع اتفاقيه»مولف «يكسال در ميان ايرانيان» نيز از طواف سگ هار گزيدگان بر آرامگاه كوروش خبر داده مي نويسد كه : راهنمايش به او گفته« هر گاه سگ هاري كسي را گزيده باشد» او خود را به آرامگاه كوروش رسانده و با ماليدن خود به سنگهاي اين آرامگاه انتظار معالجه شدن را دارد. (13)
«كياش» يك سياح ديگر در سال 1889 از مقبره كوروش ديدن كرده است مي نويسد :«حالا هزاران نفر براي زيارت اين نقطه مي آيند...و اعتقاد دارند كه هر كس را سگ هار گاز گرفته باشد اگر در طي 40 روز دو يا سه مرتبه دور قبر [كوروش] بچرخد شفا مي يابد». (14) او در جايي ديگري از گزارش خود مي نويسد :«در آن ميان خصوصا هر كه را سگ هار گاز بگيرد او چهل روز در آن جا آمده به عبادت مشغول مي شود» . (15)
ولی سی سال قبل از کشف و انتشار این اطلاعات در محیط اینترنت مجاهد نستوه حضرت آیت اللله صادق خلخالی (که بسیاری از فاشیستهای پان ایرانیست و دژخیمان پهلوی را به درک واصل کرد و فاشیسم فارس خیلی دیر متوجه نیات واقعی ایشان گشت و این موضوع باعث شد 10 سال آخر عمرشان را در انزوا و بایکوت بگذرانند) با تحقیقات و ارائه مستندات کافی و مکفی خط بطلانی بر تبلیغات چند صد میلیون دلاری پهلوی در مورد آن موجود شیطانی کشیده بود!
ایشان نتایج تحقیقاتشان را در قالب کتابی با نام "کوروش، جنایتکار و پلید" در سال 1357 و بلافاصله پس از سقوط پهلوی منتشر ساختند. با هم گوشه ای از این کتاب را مرور میکنیم:
خطيب مشهور جناب «صادق خلخالي» در كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار»از اين نوشته«كتز ياس»كه مي نويسد:«كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي] خورد »(3) استنباط كرده كه كوروش گا ه گاهي تن به « خود فروش » مي داد و مجبور بود كه « لواط بدهد » . ( 4)او كوروش را جزو آن اشخاصي ميداند كه «در تمام عمر خويش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقي بوده و از تن دادن به ذلتها كه لواط هم جزو آنهاست مضايقه نداشته اند ».(5)
«تروك پومپه»- مورخ اهل گل (فرانسه )- كه داراي چهل و چهار كتاب در «تاريخ عمومي » عالم است و معاصر «اگوست» امپراتور روم بود (31 قبل از ميلاد- 14ميلاد) در مورد سگ پروردگي كوروش مطالبي دارد كه «ژوستن» يا «يوستي نوس» مورخ رومي آنرا خلاصه كرده و «پيرنيا» آن خلاصه را در چند جمله چنين بيان كرده كه وقتي كوروش را در كودكي بدست چوپاني سپردند تا او را بكشد «چوپان كوروش را در جنگلي گذارد .يك سگ ماده او را شير مي داد و از حيوانات ديگر حفظ ميكرد بعد كه چوپان ديد حيواني پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وي غلبه كرد و به خواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و كوروش را به پسري پذيرفت».(6)
از نويسندگان بعد از اسلام «ابوبكر عتيق نيشابوري» مشهور به «سور آبادي»_متوفي 404 ه.ق_ در هزار سال پيش در كتابش واقعه «سگ پروردگي كوروش»را چنين گزارش ميكند:«گويند [كيكوروش=كي كوروش] به كودكي بد خو بود مادر وي با وي درماند و دايگان در ماندند و وي را ببردند در بن درختي بنهادند ماده سگي بدان موضع بچه داشت بچگان را شير ميداد... تا آنگه كه كودك به شير سگ بر آمد نيكو روي و زيرك و ناپاك [شد]».(7)
بعدها اين كودك به شير سگ بر آمده و ناپاك با سوء استفاده از «نيكو رويي» و «زيبا رويي»خود به فريب مردم پرداخت و مكرر باز داشت گرديد و براي ترك كارهاي كثيف و زشت تازيانه خورد ولي دست از كارهاي كثيف خود نكشيد و حتي به نوشته مولف كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار» با سوء استفاده مكرر از خوشكلي و نيكو رويي خود مجبورشد «لواط بدهد»(8) و بدين ترتيب نشان دهد كه جهت دستيابي به «حكومت» حتي «تن فروشي» نيز در عالم سياست براي «شاهپرستان» مانعي ندارد.
به هر حال اين شير سگ خورده و لواط داده با هر دوز و كلكي بود امپراتوري تركان ماد را ساقط كرد ولي در جنگ نهايي با «تومرس آنا» ملكه دلاور تركان سكائي آذربايجان كشته شد و آذربايجانيان سر او را از بدن جدا كرده و در تشتي از خون انداختند و «تومرس آنا» خطاب به سر بريده كوروش گفت: در زندگي خون ديگران را خيلي خوردي ولي سير نشدي حال از خون خود بخور تا سير شوي.
اولين گزارش طواف سگ هار گزيده شدگان در روزنامه « وقايع اتفافيه » ( شماره 261، پنجشنبه جمادي الاول 1272هجري قمري ، صفحه 3 ) درج شده است. در اين گزارش آمده است : « [ در اين ] اوقات چند سگ ديوانه در شيراز به هم رسيده و جمعي را گرفته و زخم دار كرده بودند چون در ميان اهل آنجا شهرت دارد كه هر كس را سگ هار گزيده باشد به زيارت ... برود براي افاقه خواهد بود لهذا جمعي را كه سگ هار گزيده بود به زيارت آنجا اعزام شدند و سگهاي ديوانه را كشتند .» (12)
علاوه بر گزارش«روز نامه وقايع اتفاقيه»مولف «يكسال در ميان ايرانيان» نيز از طواف سگ هار گزيدگان بر آرامگاه كوروش خبر داده مي نويسد كه : راهنمايش به او گفته« هر گاه سگ هاري كسي را گزيده باشد» او خود را به آرامگاه كوروش رسانده و با ماليدن خود به سنگهاي اين آرامگاه انتظار معالجه شدن را دارد. (13)
«كياش» يك سياح ديگر در سال 1889 از مقبره كوروش ديدن كرده است مي نويسد :«حالا هزاران نفر براي زيارت اين نقطه مي آيند...و اعتقاد دارند كه هر كس را سگ هار گاز گرفته باشد اگر در طي 40 روز دو يا سه مرتبه دور قبر [كوروش] بچرخد شفا مي يابد». (14) او در جايي ديگري از گزارش خود مي نويسد :«در آن ميان خصوصا هر كه را سگ هار گاز بگيرد او چهل روز در آن جا آمده به عبادت مشغول مي شود» . (15)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر